کتابخانه سوزی
وقتى سلطان محمود بر «مجد الدوله ديلمى» در رى تسلط يافت، نامهاى براى «قادر»، خليفه وقت عباسى نوشت بههرحال، محمود عدهاى را به بهانه باطنى بودن به دار آويخت و افرادى را به جرم معتزلى بودن به خراسان تبعيد كرد و سپس براى تكميل خوشخدمتى خود به خليفه، و در اصل به نيت نابودى تمامى آثار آل بويه، و اينكه رقيب سياسى را از ميدان به در كند، دستور داد تمامى آثار شيعى و معتزلى كتابخانه رى را سوزاندند. مؤلف مجمل التواريخ و القصص نيز در مورد اقدامات محمود غزنوى و آنچه كه بر شيعيان رى آورده بود، مىنويسد «و بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند و بهرى را در پوست گاو دوخت و به غزنين فرستاد و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه از سراهاى ايشان بيرون آورد و زير درختهاى آويختگان بفرمود سوختن... همه علما و ائمه شهر حاضر كرد و بدمذهبى و بدسيرتى ايشان درست گشت و به زبان خود معترف شدند و دولت از خاندان بوئيان نقل كرد.
[پادشاهان ديلمى آل بويه همه شيعه بودهاند] كه مقدسى در «احسن التقاسيم» آن را وصف مىكند بدين قرار كه هيچ كتابى در انواع علوم و فنون تا آن زمان تأليف نشده بود مگرآنكه نسخهاش در آن كتابخانه وجود داشت... ابو الفضل ابن العميد وزير آل بويه هم كتابخانۀ بسيار عظيمى داشت كه ابو على مسكويه معروف خازن آن كتابخانه بود... صاحب بن عباد، متوفى ۳۸۴ ه. نيز كتابخانهيى بس بزرگ داشت كه ده جلد فهرست آن بود. معروف است كه هروقت به سفر مىرفت فقط كتابخانۀ سفرى او را چهارصد شتر حمل مىكردند! صاحب بن عباد، هم در رى و هم در اصفهان هر دو، كتابخانهيى عظيم احداث كرده بود. قسمت عمده از كتابخانۀ اصفهانش به مسجد جامع قديم انتقال يافته بود. كتابخانۀ رى كه صاحب بن عباد تأسيس كرده بود و نيز كتبخانههايى ديگر ديالمه در اصفهان و رى به دست سلطان محمود غزنوى [سلطان بسيار متعصب و كينهتوز كه جريان فرار دو نابغۀ ادبى و علمى بزرگ ايران، يعنى فردوسى و بو على سينا، از دست جنايات او را - بهخاطر شيعه مذهب بودن - تاريخ ثبت كرده است] و پسرش امير مسعود سوخته شد. بعضى نوشتهاند كه در غلبۀ سلطان محمود به رى، از كتبخانههاى سلاطين ديالمه و صاحب بن عباد و غيره تمام كتب فلسفه و رياضى و هيئت و نجوم و مؤلفات شيعى و معتزلى هرچه بود، آتش زدند و از باقىماندهاش صد بار شتروار كتاب از رى به غزنين بردند...[1]
[1]منتصب مجابی، حسن، بررسی متون طب شیعه در تاریخ پزشکی، صفحه: ۱۲۹، دانشگاه رازی، کرمانشاه - ایران، 1385 ه.ش.
