مشکل از کتاب هاست یا سلیقه ها؟!
تجربیات حوزه نشر در کتاب پردازی
با حضور #یاسر_عسگری ، مسئول انتشارات راهیار
پنجشنبه دوم خرداد، ساعت ده صبح
چهارطبقه، شهید مدرس۴، #حسینیه_هنر_مشهد
تجربیات حوزه نشر در کتاب پردازی
با حضور #یاسر_عسگری ، مسئول انتشارات راهیار
پنجشنبه دوم خرداد، ساعت ده صبح
چهارطبقه، شهید مدرس۴، #حسینیه_هنر_مشهد
پاسخ تاریخی استاد صفایی به نهضت آزادی:
شما معتقدید همین که دشمن پرچم سفید را بالا برد باید اورا پذیرفت و با او همراهی کرد و از کید و مکر او نهراسید که با توکل بر خدا و بیداری مومنین، مشکل حل می شود.
این اعتقاد شماست ولی نمی دانم چرا علی(ع) این فرزند کعبه و قران، آن روز که معاویه قران ها را سر نیزه کرد و نه پرچم که قران را بالا گرفت، آن ها را نپذیرفت و فریاد کشید: آن ها را بکوبید! این ها کید و نقشه است.
روزگاری در همین ایران، گروهی از مسئولین برای ارج نهادن به مقام والای شهدا قبر آنها و آئینه شمعدان های کنار قبرها را با خاک یکسان کردن و گلزار یکدست و یک شکل از مقبره شهدا درست کردند درست مثل قبرستان های کشته های غرب در جنگ های بین المللی، این طرح در ایران یکی از محدود طرح هایی بود که سریع و کامل اجرا شد حتی به روستاها هم رحم نکردن و برخی از مردم تعریف می کنند که حتی در مواردی بنیاد شهید هوای قبر پدر و مادر شهید را هم داشته است... اما حالا آن روزگار سپری شده و گویا فهمیده اند آن طرح و آن بودجه نه تنها برای مقام شهید ارجی درست نکرده بلکه باعث از بین رفتن هویتی فرهنگی و تاریخی شده است.(البته در همان سال ها گروهی از دانشجویان و جوانان به این موضوع اعتراض کردند ولی زورشان به جایی نرسید) نکته عجیب در این موضوع بی تفاوتی اهل تاریخ است نام هیچ استاد تاریخی نه در تخریب دیده می شود(چه طرفدار و چه غیر طرفدار) و نه در احیا و بازسازی، اگر سری به پیام های مجازی دانش پژوهان و اساتید تاریخ بزنیم می بینیم که برای برنامه نود و شایعه بی اساس پیکر رضاشاه که تنها یک روز عمر خبری داشت بیشتر از تخریب هویتی یک قبرستان بزرگ سیصدهزار نفره حرف زده اند.
به نظر حقیر هویت گلزار شهدا دیگر احیا نمی شود چون آن نسلی که این هویت را ساختند یا از این دنیا رفته اند یا حس وحال آن زمانی را نداشته و یا اینکه گذشت زمان، فرهنگ و هویت آن ها را تغییر داده است. خدا کند بعد از احیا دوباره پشیمانی به سراغمان نیاید...
محمدتقی شریعتی و کانون نشر
«از همان روزهاي اول كه وارد فرهنگ شدم، در اين فكر بودم كه از چه راهي ميتوان جوانان را به راه راست هدايت كرد. به همين دليل در ابتدا از كلاس شروع كردم. هجده ساعت درس رسمي داشتم. دوازده ساعت هم بهصورت رايگان درس ميدادم. ديدم دانشسرا باقي مانده، دو روز هم به دانشسرا رفتم و روزی دو ساعت درس دادم. جمعاً در هفته ۳۴ ساعت درس میدادم. پس از مدتي ديدم كلاس هم براي امثال من كافي نيست، بهجهت اينكه سر هر كلاسي يك ساعت درس ميدادم، درحاليكه 28 ساعت ديگر را دبيران ديگري ميآمدند كه برخلاف من حرف ميزدند؛ دبیرانی که در حزب توده اسم نوشته بودند. دیدم این ساعات کافی نیست، بنابراين در خانهها جلسات دوره قرار داديم. هر هفته يك شب به يك خانه ميرفتيم تا اينكه يك مكان ثابت پيدا كرديم.»[1]
[1] شریعتی، محمدتقی، مصاحبه با نشریة کیهان فرهنگی، شمارة11، بهمن1363، ص16.
وقتى سلطان محمود بر «مجد الدوله ديلمى» در رى تسلط يافت، نامهاى براى «قادر»، خليفه وقت عباسى نوشت بههرحال، محمود عدهاى را به بهانه باطنى بودن به دار آويخت و افرادى را به جرم معتزلى بودن به خراسان تبعيد كرد و سپس براى تكميل خوشخدمتى خود به خليفه، و در اصل به نيت نابودى تمامى آثار آل بويه، و اينكه رقيب سياسى را از ميدان به در كند، دستور داد تمامى آثار شيعى و معتزلى كتابخانه رى را سوزاندند. مؤلف مجمل التواريخ و القصص نيز در مورد اقدامات محمود غزنوى و آنچه كه بر شيعيان رى آورده بود، مىنويسد «و بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند و بهرى را در پوست گاو دوخت و به غزنين فرستاد و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه از سراهاى ايشان بيرون آورد و زير درختهاى آويختگان بفرمود سوختن... همه علما و ائمه شهر حاضر كرد و بدمذهبى و بدسيرتى ايشان درست گشت و به زبان خود معترف شدند و دولت از خاندان بوئيان نقل كرد.
[پادشاهان ديلمى آل بويه همه شيعه بودهاند] كه مقدسى در «احسن التقاسيم» آن را وصف مىكند بدين قرار كه هيچ كتابى در انواع علوم و فنون تا آن زمان تأليف نشده بود مگرآنكه نسخهاش در آن كتابخانه وجود داشت... ابو الفضل ابن العميد وزير آل بويه هم كتابخانۀ بسيار عظيمى داشت كه ابو على مسكويه معروف خازن آن كتابخانه بود... صاحب بن عباد، متوفى ۳۸۴ ه. نيز كتابخانهيى بس بزرگ داشت كه ده جلد فهرست آن بود. معروف است كه هروقت به سفر مىرفت فقط كتابخانۀ سفرى او را چهارصد شتر حمل مىكردند! صاحب بن عباد، هم در رى و هم در اصفهان هر دو، كتابخانهيى عظيم احداث كرده بود. قسمت عمده از كتابخانۀ اصفهانش به مسجد جامع قديم انتقال يافته بود. كتابخانۀ رى كه صاحب بن عباد تأسيس كرده بود و نيز كتبخانههايى ديگر ديالمه در اصفهان و رى به دست سلطان محمود غزنوى [سلطان بسيار متعصب و كينهتوز كه جريان فرار دو نابغۀ ادبى و علمى بزرگ ايران، يعنى فردوسى و بو على سينا، از دست جنايات او را - بهخاطر شيعه مذهب بودن - تاريخ ثبت كرده است] و پسرش امير مسعود سوخته شد. بعضى نوشتهاند كه در غلبۀ سلطان محمود به رى، از كتبخانههاى سلاطين ديالمه و صاحب بن عباد و غيره تمام كتب فلسفه و رياضى و هيئت و نجوم و مؤلفات شيعى و معتزلى هرچه بود، آتش زدند و از باقىماندهاش صد بار شتروار كتاب از رى به غزنين بردند...[1]
[1]منتصب مجابی، حسن، بررسی متون طب شیعه در تاریخ پزشکی، صفحه: ۱۲۹، دانشگاه رازی، کرمانشاه - ایران، 1385 ه.ش.
الف: مطالعه کتاب های سمت برای هر دوره تاریخی
ب: کتاب های تاریخ کمبریج ج 4 و 5 و کمبریج تیموریان
ج: صفویه راجر سیوری
د: زند و افشار شعبانی و قاجار شمیم
ه: مقاومت شکننده جان فوران، ایران بین دو انقلاب آبراهیمیان، اقتصاد سیاسی کاتوزیان و روابط خارجه هوشنگ مهدوی
و: روش تحقیق حضرتی و ملائی، منابع تاریخ ایران آژند، فلسفه تاریخ مفتخری و جزوه فلسفه تاریخ داریوش رحمانیان
ب: کتابای سمت برا هر دوره.حداقل تا دوره صفویه.کتابای کمبریج جلد ۴و۵ و کمبریج تیموریان.صفویه سیوری و نوایی.زند افشار شعبانی قاجار شمیم. جان فوران مقاومت شکننده.ابراهامیان ایران بین دو انقلاب.اقتصاد سیاسی کاتوزیان(امکانش باشه دوبار بخونین این کتاب حداقل ۴سوال ازش میاد)روش تحقیق حضرتی با ملائی توانی.منابع یعقوب اژند.فلسفه تاریخ مفتخری و جزوه داریوش رحمانیان.روابط خارجه هوشنگ مهدوی
مطمئناً کسب رتبه تک رقمی گام اول موفقیت است و مرحله دوم که اهمیت آن بیشتر از گام اول است رضایت اساتید و ارائه خوب در مصاحبه دکتری است. خوشبختانه اکثر کسانی که از جزوه های حقیر استفاده کردند در گام اول موفق بود و رتبه های خوبی به دست آوردند. یکی از دوستان رتبه 8 و دیگری رتبه 19 امیدوارم در مرحله بعدی که آخرین مرحله پذیرش دکتری است نیز موفق باشند.
درصدهای رتبه 8 تاریخ و تمدن:
تخصصی: 30
زبان:14
استعداد: 7